تبليغاتX
๑۩۞۩๑ عشق بازار ๑۩۞۩๑
 جدا شدن

نوشته شده توسط عشق کویر در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 | موضوع: عکس های عاشقانه
 ... مطالب عاشقانه ...

 

وقتي بارون مي باره خيلي ها چتر هاشون رو باز مي كنن كه خيس نشن، خيلي ها از گلي و خيس شدن لباس هاشون گله مي كنند ...اما يه نگاه به اين جاده هاي خاكي بكنيد؛ فقط يه نم بارون لازم دارن تا سفت و محكم و صاف صاف بشن. تاديگه گرد و خاك نكنن ...
دلاي خيلي از ما ها هم فقط يه نم لازم داره يه نم ...وقتي بارون مي باره

هنوز در پی جراح زبردستی می گردم که سرنوشت مرا با تو پیوند بزند

دوست داشته باش و زندگی کن!زمان برای همیشه از آن تو نیست

سعي کن مثل خورشيد زياد نور ندي چون همه از نورت استفاده مي کنن ولي اصلا نگات نمي کنن؛ سعي کن مثل ستاره کم نور بدي تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن

سادگی قلبم را به حرمت عشق ببخش ببخش که برای رفتنت آش پشت پا درست نکردم یادم نمی رود لحظه ای که گفتی: آب پشت سرم نریز شکایتی نیست قرض هایت زیاد شده مهر اعتبارت رنگی ندارد برگرد برگرد قرض های دلم را بده و برو

بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است ؟ گفت دو بخش : كودكي و پيري...... گفتم پس جواني چه شد ... گفت با عشق ساخت ، با بي وفايي سوخت ، با جدايي مرد

ميان عاشق و معشوق رازيست.....چه داند آنکه اشتر مي چراند؟  

 براي سلام / براي ديدن / براي خنديدن / براي بخشيدن / براي دوست داشتن / فردا خيلي دير است / براي زنده بودن / زندگي كردن / براي جاودانه شدن فردا خيلي دير است / فردا هرگز / هرگز نخواهد آمد / فردا هرگز نخواهد آمد / كاش بدانند مردم / كسي كه امروزش را از دست دهد به بهانه فردا / فردا را نخواهد يافت / امروز فردايي است كه ديروز منتظرش بوديم / باز هم منتظري / هيچ كس بر در اين خانه نخواهد كوبيد كه برخيز /  

از دشمني تا دوستي يک لبخند از جدايي تا پيوند يک قدم . از توقف تا پيشرفت يک حرکت از عداوت تا صميميت يک گذشت . از شکست تا پيروزي يک شهامت از عقب گرد تا جهش يک جرات . از نفرت تا علاقه يک محبت از خست تا سخاوت يک همت . از صلح تا جنگ يک جرقه از آزادي تا زندان يک غفلت

 خودمو گول ميزدم توي دورنگي ... نمي خواستم ببينم دل سنگي...مي ديدم داشتي يواش يواش ميرفتي ... اما خواستم خوش باشي توي زرنگي...هي ميگفتم دل خوش فردا ميمونم ... واسه خوندن تو بودي تنها بهونم.

حتي زماني که ناراحت هستي..اخم نکن ولبخند بزن ..زيرا ممکنه کسي عاشق لبخند تو بشه... 

هميشه يادت باشه که در هر اتفاقي حکمتي نهفته هست...

جوانمردی در صحرایی می گذشت . سنگی را دید که به سان قطره های باران پیوسته ازو همی چکید . ساعتی در آن نظر می کرد ... رب العالمین از کرامت آن دوست سنگ را به آواز آورد .
سنگ گفت : هزاران سال است که خداوند مرا بیافرید و از بیم قهر او و سیاست خشم او چنین می ترسم و اشک حسرت همی ریزم ...
آن جوانمرد گفت : بار خدایا ! این سنگ را ایمن گردان . جوانمرد برفت ، چون باز آمد همچنان قطره ها می ریخت . در دل او افتاد که مگر ایمن نگشت از قهر خدا !
سنگ به آواز آمد که : ای جوانمرد ! مرا ایمن کرد ، اما در اول اشک همی ریختم از حیرت و بیم عقوبت و اکنون همی ریزم از ناز و رحمت

 

نوشته شده توسط عشق کویر در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 | موضوع: داستان های عاشقانه
 تقدیم به تو ...

 

شکسپیر :  هرگز به دنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کنی بلکه به دنبال کسی باش که نتونی بدون او زندگی کنی

ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم... آب جواب داد اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني

در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم

هيچ وقت نذار هر رهگذري که رد ميشه رو دلت يادگاري بنويسه چون بعدا پاک کردنش خيلي سخته

يکديگر را دوست بداريد و چنانچه به اين کار قادر باشيد پس همه کارها ي ديگرخود به خود روبه راه خواهند شد

دوست داشتن کساني که دوستمان مي‌دارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم

اي غنچه ي خندان چرا خون در دل ما مي كني ؟

خاري به خود مي بندي و ما را ز سر وا مي كني    

هر جا بگذرد تابوت من غوغا به پا خيزد که گويند : چه سنگين مي رود تابوت اين مرده از بس آرزو دارد

از کبوترپرسيدم : زندگي چيست؟ پرهايش را تکان داد و جواب نداد ازدريا پرسيدم:زندگي چيست؟ خروشيد و جوابم را نداد ازآفتاب پرسيدم:زندگي چيست؟ غروب کرد وجوابم را نداد ازانسان پرسيدم:زندگي چيست؟ گفت: زندگي خون دل خوردن است اولش عشق وبعد مردن است.

نيامد ز سوي تو هم خبري نداري تو بر حال من نظـري شکايت برم از تو پيش خدا تو را خاطر افتاده با دگـري

مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود

هميشه يه کسايي بودن که بهم ميگفتن چرا تو عشق نداري؟هميشه بودن کسايي که بهم بگن عشق يعني زندگي... ميگفتن اگه عاشق نشي يعني زندگي نکردي... ولي بهم نگفتن اگه اسير يکي بشي دلت ميسوزه...بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه انگار تموم جونتو به آتيش ميکشن...بهم نگفتن اگه تموم روز ببينيش بازم دلتنگش ميشي...بهم نگفتن ممکنه يه روز بذاره بره...بهم نگفتن... نگفتن که تو پشت سرش اشک ميريزي ولي اون بي اعتنا ميره...نگفتن تو ديوونش ميشي ولي اون بي خيالت ميشه

چرا غمگيني؟عاشق شدم!!!! آيا عشق شيرين است؟بله....شيرين تر از زندگي!!!! چرا تنهايي؟ويژگي عاشق هاست!!!! لذت تنهايي چيست؟فکر به او و خاطرات و!!!! چرا مي روي؟براي اينکه او رفت!!!! دلت کجاست؟پيش او!!!! قلبت کجاست؟او برده!!!! پس حتما بي رحم بوده؟نه...اصلا!!!! چرا؟چون باز هم او را مي پرستم

وقتي که من دارم فكر مي كنم وتو داري فكر مي كني كه من دارم به چي فکر مي کنم دوست دارم که فکر کني که دارم به تو فکر مي کنم

بعضي ها وقتي كاري داشته باشند دوستت هستند بعضي ها وقتي گير مي كنند دوستت هستند بعضي ها نيستند و وقتي هم هستند بهتر است نباشند بعضي ها نيستند و اداي بودن در مي آورند بعضي ها در عين بودن هرگز نيستند بعضي هاي ديگر هم به طور كلي هستند ولي آدم نيستند آنهاي ديگري هم كه آدم هستند نيستند

کاري نکنيم که روزي حتي خودمان هم باور نکنيم که داريم دروغ مي گوييم آن هم به خودمان و کاري نکنيم که روزي به خدا هم دروغ بگوييم و اي کاش روزي مردم با صداقتي همچون صداقت چشمهاشان با هم سخن بگويند پروانه سوخت شمع فرو مرد شب گذشت اي واي من که قصه دل نا تمام ماند

اگر ان شب نگاهم نمي کردي اگر در ان شب تاريک بر اين تنهاتر از تنهايي چشمک نمي زدي اگر در اولين حرفم باورم نمي کردي اگر نمي ماندي و مي رفتي من ديگر اين که هستم نبودم

اي آفتاب خوبان، مي‏جوشد اندرونم يك ساعتم بگنجان در سايه عنايت غلام همت آن رند عاقبت سوزم كه در گدا صفتي كيمياگري داند

از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هست که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من.. گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد

سكوتم را به باران هديه كردم/ تمام زندگي را گريه كردم/ نبودي در فراق شانه‌هايت / به هر خاكي رسيدم تكيه كردم

 

اديسون: هيچ چيز واقعا خراب نيست!!!حتي ساعتيكه از كار افتاده دو بار در روز زمان را درست نشان مي دهد

 

نوشته شده توسط عشق کویر در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 | موضوع: مطالب عشقولانه
 sms new for you

هر روز ما دریافتی های موبایلمون رو باز میکنیم و پیامهایی رو که دوستانمو برامون فرستادن

میخونیم ، اما چند بار قرآن رو باز میکنیم تا پیامهایی رو که خدا فرستاده بخونیم؟

 

() ()
 ( Ö )
 (( ))
موش

 ,,,,_
o(. .)o
(--);;
میمون

<)."".(>
(oo)__
خوک و حتی

><((((;>
ماهی

دلشون برات تنگ شده و می خوان برگردی به باغ وحش!

متلک خودروی سواری به نیسان وانت:
سهمیه تو بخورم جیگر!

امروز روز جهانی قشنگترین دختر دنیاست... که به تو هیچ ربطی نداره!

شاهکار ادبیات:شب بود وخورشید به روشنی می درخشید، پیرمردی جوان، یکه و تنها همراه با خانواده اش در سکوت گوشخراش شب قدم زنان نشسته بود!

بزرگترین مشغله فکری کودکان اینه که چرا داداش کایکو دستمال قدرتش رو تو جیب خودش نمی ذاشت؟!

اگه دیدی بچه ای کنار یک روزنامه نشسته و روزنامه زرد شده...
بدون کار بچه نیست، تبلیغ ایرانسله!

خدا خیرت بده، شنیدم می ری بهزیستی برای اونایی که انگشت ندارن دست تو دماغشون می کنی!

 

.
.
.
.
.
.
بابا! شاید یکی این پایین شلوار پاش نباشه! همین جوری میای پایین که چی؟

خدای من! خدای خوب ومهربان! من و گوشی کوچکم دوست داریم اس ام اس فراوان از دوستان دریافت کنیم ودعا کنیم همه ما ایرانسلی ها دست در دست هم دهیم و اس ام اس های خودمان را به صندوق ورودی یکدیگر هدیه کنیم. هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم بنیاد امور بیماری های اس ام اسی

 

##################

##################
.
.
.
.
اون نرده ها رو زدن تا گوسفندا نیان این طرف، نو چرا این پایینی؟

عاشق آن نیست که برای عشقش در سرما آتش روشن کند، عاشق آن است که کتش را بدهد به عشقش، خودش سرما بخورد و 6 تا آمپول بزنه تا دیگه از این غلط ها نکنه!

فقط تنبل‌ها معتقدند کاری را که می‌توان پس‌فردا انجام داد، نباید به فردا موکول کرد!

یک گل خوشگل پشت ویترین گل فروشی دیدم، خواستم برات بخرمش. به فروشنده گفتم: اون گل چنده؟ گفت: اون گل نیست... آینه است!

لاک پشت ها هم عاشق می شن، ولی تحمل درد عشق براشون راحت تره. چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون می کنه.

کو و و و و
و و و و و
و و و و و
و و و و و
چولو سر کاری!

.
.
.
.
.
.
.
اِوا... دنبالم نیا! من نامزد دارم!

اختفوا یا ایها الذین لا یتمسمسون. (تف بر شما ای کسانی که اس ام اس نمی دهید)

دعای جدید: خدایا ما را به راه راست هدایت فرما، اگه نشد راه راست را به سمت ما کج فرما!

 

=___ =
(.)__(.)
_
(0
o)
(------)
هی بهت گفتم دست تو دماغت نکن. گوش نکردی... اینم نتیجش!

؟
؟
؟
؟
؟
؟
دیدم بی کاری، اینا رو دادم براشون سوال پیدا کنی!

یه پسر و دختر با هم می رن تو زیرزمین
...
...
...
...
...
تو کجا می ری فضول؟

 

حتی اگه خدا رو در رو ما رو به راه راست هدایت کنه، ما عوضی می ریم. چون سمت راست اون می شه سمت چپ ما!

==========
I____.-""-._.__ I
I___( '...' )____I
I_'=(,,)=(,,)='_I
کنار پنجره منتظ
ر تو نشستم. اگه جواب اس ام اس ندی خودمو از طبقه همکف پرت می کنم پایین!

 

بی‌خاصیت
...
نفهم
...
انگل
...
بدترکیب
...
سوسک
...
مثل اینکه بهت فحش می دم لذت می‌بری و صفا می کنی که هی میای پایین!

 

نوشته شده توسط عشق کویر در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 | موضوع: جوک
 

نوشته شده توسط عشق کویر در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 | موضوع:
 حسین مظلوم ابدی تاریخ.......

 

دوباره محرم شد و يادمان افتاد كه بايد از حسين ياد كنيم .

حسين حسين بگوييم و بر سر بزنيم لباس مشكي بر تن كنيم و گِل بر شانه هامان بماليم و نشان دهيم كه حسيني هستيم . اما فقط نشان مي دهيم . آيا واقعا حسيني هستيم؟

 من كه تا ديروز صبحم با دروغ شب مي شد حسيني هستم؟

من كه تا ديروز تمام فكرم سياه كردن مردم بود حالا با سياه پوش كردن حسيني هستم؟

من كه تا ديروز سعي مي كردم  مثل معين بخوانم حالا با زمزمه نوحه حسيني هستم ؟

من كه تا ديروز مردم را لخت مي كردم حالا با لخت كردن و سينه زدن حسيني هستم؟

من كه تا ديروز لات محل بودم حالا با قمه زدن حسيني هستم؟

من كه تا ديروز مال مردم را مي خوردم حالا با اطعامشان حسيني هستم؟

من كه تا ديروز ............................ ؟

من كه تا ديروز ............................ ؟

من كه تا ديروز ............................ ؟

من كه تا ديروز ............................ ؟

من كه تا ديروز ............................ ؟

من كه تا ديروز ............................ ؟

..................

من كه تا ديروز يادم نبود حسيني هم هست حالا با آمدن محرم حسيني هستم ؟

نه من حسيني نيستم . فقط ظاهرم حسيني شده . لباسم حسيني شده. اما باطنم .......... . افسوس

اين ها همه مظلوميت حسين هست .

حسين مظلوم ابدي تاريخ است .

بياييد حسيني باشيم .

 

نوشته شده توسط عشق کویر در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 | موضوع: محرم
 عشق حسینی

 

 

هر دم به گوشم مي رسد آواي زنگ قافله

اين قافله تا كربلا ديگر ندارد فاصله

يك زن ميان محملي اندرغم و تاب و تب است

اين زن صدايش آشناست اي واي من اين زينب است

 

فرا رسيدن ايام محرم بر تمام عاشقان امام حسين تسليت باد

نوشته شده توسط عشق کویر در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 | موضوع: محرم
 عید سعید غدیر مبارکبارد

نوشته شده توسط عشق کویر در جمعه هفتم دی 1386 | موضوع: محمد رسول الله
 هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست
نوشته شده توسط عشق کویر در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 | موضوع:
 فقط به خاطر تو ...

اندك جايي براي زيستن ...

 

براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس

 

 

تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم

 

 

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم و خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از من شنيدي وهنوز شكست نخوردي

 

 

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

 

 

عشق بين دو نفر اين نيست كه هر دو زير باران خيس شوند عشق آن است كه يكي چتر شود براي ديگر... و ديگري هيچگاه نفهمد كه چرا خيس نشود

 

 

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

 

 

عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند.

 

 

مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند.

 

 

با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند

 

 

کاش مي شد عشق را ابراز کرد يا که عشق را با سحر اغاز کرد لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت

 

 

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقي مقدورهر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست

 

 

می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره!؟

 

 

شمع می سوزد وپروانه به دورش چرخد من که می سوزم پروانه ندارم چه کنم؟

 

 

زندگي قصه مرد يخ فروشي است که از او پرسيدند : فروختي ؟ گفت : نخريدند تمام شد

 

 

در آخر یک سوال عشقولانه : اگر عشق واقعي‌ات را پيدا كني، چقدر مي‌تواني منتظر بماني كه او هم عاشق تو شود؟

 

 

نوشته شده توسط عشق کویر در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 | موضوع: اس ام اس 86
 جدیدترین اس و مس و آف ها .....

 

عشق ميگن علاقه***نه كفگيرو ملاقه***دوستت دارم يه عالمه***اندازه يه قابلمه***من عاشق تو هستم***تو قابلمه نشستم*** يه لنگه كفش تو دستم***منتظر تو هستم

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ، ولي جا نشد . پس گذاشتمش تو جيبم ، ولي جا نشد . در كيفمو باز كردم ، ولي جا نشد . تصميم گرفتم ببرمش توي اتاق ، ولي جا نشد . بنابراين يه خونه براش گرفتم ، ولي جا نشد . با خودم گفتم : يه باغ ! آره ! ولي جا نشد . پس گذاشتمش توي قلبم ، حالا ديگه جاش خوبه خوبه ... تازه مي فهمم اين كه مي گن دل آدم مي تونه از دنيا هم بزرگتر باشه يعني چي!

زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مر گ است چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگه عشق نيست چرا عاشقيم

نابينا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي بيني؟ چطوري دوستم داري . نابينا گفت :اگه مي ديدمت ؟ عاشق زيبايت مي شدم . اما حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم..

مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟ مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه

عشق يعني يک سلام بيجواب:::::::::::::عشق يعني حسرت . تشنه به آب عشق يعني همچون من شيدا شدن .............عشق يعني قطره و باران شدن.......................... عشق يعني يک شقايق غرق خون ....................عشق يعني دردمحنت در درون!!!!!.................... عشق يعني سوز ني آه و شبان ..............عشق يعني معني رنگين کمان

دختري مي رفت ، پسري او را ديد و دنبال او روان شد . دختر پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ پسر گفت : برتو عاشق شده ام . دختر گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . پسر از آنجا برگشت و دختري بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد دختر رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ دختر گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره

اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد

نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي

اسمون به ماه ميگه :عشق يعني چي ماه ميگه يعني بودن درآغوش تو ماه ميگه: توبگو عشق يعني چي آسمون ميگه انتظار ديدن تو

 

برات مي نويسم دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي من مي نويسم .. ...من ... مي نويسم دوست دارم

 

ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ولي تو بخند تا من برات بميرم

بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مرداي قوي....بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسک

سه جمله ي زيبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد

بوسه زلب هاي تو در خواب گرفتم گويي که گل از چشمه ي مهتاب گرفتم در برکه ي اشکم همه دم نقش تو ديدم اين هديه ي خوبيست که از آب گرفتم هرگز نتواني که زمن دور بماني چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم

سلامتی سه تن ناموس و رفیق و وطن سلامتی سه کس سرباز و زندونی و بی کس

اگر ديدی ۱۰۰نفر دوست دارن يکيش منم. لوتی اگر ديدی ۱۰ نفر دست دارن يکيش منم. اگر ديدی يک نفر دوست داره اون يکی منم. اگر ديدی کسی دوست نداره بدون من مردم

به عشق گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولی وقتی به تنهایی گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم موندو همدم و مونسم شد

عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار ، از تنفر متنفر باش ، به مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش

آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي!؟

دوتا ني ني پيش هم خوابيده بودن, پسره به دختره ميگه: تو دختلي يا پسل؟ دختره ميگه: نمي دونم, پسره ميگه: بذال من بلم زيل پتو ببينم, ميره و مياد ميگه: تو دختلي, دختره ميگه از كجا فهميدي؟؟؟؟ميگه: آخه جولابات صولتيه

شعار جديد 22 بهمن: 22ليتر بنزين ريختيم تو موتور گازي رفتيم 2khtar بازي الله ياور ماست 110 دنبال ماست

تركه مشكي پوشيده بود بهش ميگن چي شده ميگه بابام مرده ميگن چرا پاره پوره پوشيدي؟ميگه خدا بيامرز نمي گذاشت چالش كنيم

يه اصفهاني تو خواب ميبينه به فقير 1000 تومان داده وقتي بلند ميشه ميگه :: اجب كاووسي بود

مرد دوستي را كشف كرد و عشق اختراع شد. زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد! مرد تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد. زن پول را كشف كرد و « خريد كردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را كشف و اختراع كرد. ولي زن همچنان مشغول خريد بود

دعاي قبل از طلاق: يا رب اين نوگل خندان که سپردي به منش / ميسپارم به ننش از دست اخلاق بدش

ترکه و لره داشتن با هم حرف مي زدن: لره: تو کجا به دنيا اومدي؟ ترکه: تو بيمارستان!! لره: آخي مريض بودي؟

از خدا ميخوام موانع رو از سر راهت برداره... . ... . آخه خر نميتونه مثله اسب از روی موانع بپره

بقیه شو در ادامه مطلب بخونید...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عشق کویر در شنبه دهم شهریور 1386 | موضوع: اس ام اس 86

This site is protecting by Security System - اين صفحه با سيستم امنيتى محافظت مى شود

شما با عضويت در خبرنامه از جديدترين مطالب وبلاگم آگاه خواهيد شد و مهم تر اينكه يكسري عكس هاي خيلي خيلي زیبا براتون ايميل مي كنم





Powered by WebGozar

عکسها ی عاشقانه + داستانهای عاشقانه  

<